تبلیغات
بشرویه؛ شهر یاران - شهید محمد حسین کریم پور احمدی
بشرویه؛ شهر یاران

شاید باورتان نشود و برایتان تازگی داشته باشد شخصی که اینگونه رهبر معظم انقلاب در باره ایشان صحبت کرده اند اصالتا بشرویه ای بوده و همشهری ما محسوب می شوند.

سند موجود در سایت زیر مدرکی دال بر این صحبت است .محل تولد پدر ایشان بشرویه بوده و از افتخارات دیار کویر است.که چنین شیر مردانی به انقلاب تقدیم کرده …روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد.


لینک اصلی مطلب در وبگاه خبری بشرویه
سخنان رهبر فرزانه انقلاب درمورد شهید کریم پور

آشنایی با شهید کریمپور در دوران تبعید من در ایرانشهر اتفاق افتاد .در اولین روزهایی که ما رفته بودیم ،با ایشان آشنا شدیم و به این ترتیب که در یکی از شهرها که من و آقای حجتی کرمانی در آنجا تبعید بودیم، یک شب که دیر وقت به منزل رسیده بودیم، دیدیم در منزل را زدند .آقای حجتی رفتند در را باز کردند. دیدیم که یک جوانی آمد ،خیلی گرم و با محبت و با اظهار صمیمیت خیلی زیاد وارد شد. من ایشان را نمی شناختم .آقای حجتی هم نمی شناخت .خودش را معرفی کرد. معلوم شد با صاحبخانه ما خویشاوند است و در اداره بازرگانی زاهدان کار می کند .جوانی بسیار علاقمند و با اخلاص بود. در اولین روزهایی که وارد ایرانشهر شده بودیم با آقای کریمپور آشنا شدیم .چند نفر از برادران خوب و خدمتگزار در ایرانشهر بودند که هر کسی به عنوان تبعیدی می رفت آنجا ،اینها علیرغم دستگاه، از او پذیرایی می کردند .ماهم که وارد ایرانشهر شدیم، همین برادران عزیز با ما آشنا شدند و در اولین ساعت های ورودم من را پیدا کردند و به منزل خودشان بردند و در این شبی که می گوییم، آقای کریمپور آمد سراغ ما. ما میهمان آن برادر بودیم .آن روز ایرانشهرو افراد آن جزو مبارزین به حساب می آمدند .معلوم شد که صاحب منزل ما به این جوان بسیار عزیز اطلاع داده بود که من میهمان او هستم؛ ایشان هم پا شده از زاهدان این راه طولانی را طی کرده آمده بود که مرا ببیند .چون در اولین دیدارها طبعاً به مباحث سیاسی و انقلابی کمتر کشانده می شدیم ،جلسه اول با یک مقدار صحبتهای معمولی و آشنایی گذشت ،لکن ایشان ارتباط ما را رها نکرد .با اینکه در زاهدان ساکن بود، هرچند وقت یک بار می آمد ایرانشهر و با ما دیدار می کرد .مسائلی را سؤال می کرد .ما هم ترجیحاً به ایشان اعتماد بیشتری پیدا کرده بودیم و حرفهایی که با جوانها آن روزها در میان می گذاشتیم، با ایشان هم در میان گذاشتیم و ایشان را آماده کردیم تا تعدادی از برادران خوب و فعال را در زاهدان پیدا کند و یک سلسله کارهایی را نیز شروع کند .البته این در سال ۱۳۵۶ بود و هنوز مبارزات عمومی مردم و حوادث قم، تبریز، یزد و دیگر شهرستانها پیش نیامده بود .ما آقای کریمپور را تشویق کردیم که در زاهدان به تلاشهای تبلیغاتی ،اسلامی و انقلابی بپردازد .ایشان هم طبق همان برنامه ریزی که ما می کردیم، عمل می کرد. جوانی بود مؤمن،باصفا ،شجاع و با اخلاص و بخاطر گرمی و گیرایی و خوش صحبتی دارای جاذبه و دوستی و رفاقت بود و خیلی زود توانست با مرحوم آقای کفعمی ارتباط نزدیک بر قرار کند و ایشان را وادار کند که مسجد خود را پایگاه تبلیغات اسلامی قرار دهد، که این کار در آن روز زاهدان مسأله مهمی محسوب می شد .سخنرانهایی را دعوت می کردند و در حقیقت حوادث به دست این برادر و در پایگاه مسجد جامع زاهدان – مسجد مرحوم کفعمی –انجام گرفت که در ماههای آخر انقلاب به حوادث خونینی منتهی شد .طبعاً جریانات انقلابی زاهدان با مقاومت شدید دستگاه مواجه شد . برخوردهایی نیز پیش آمد و چماق به دستان دستگاه از یک طرف و مأمورین رسمی از طرف دیگر مردم را زیر فشار قرار می دادند .لکن زمینه ای که فراهم شده بود، زمینه بسیار خوبی بود .البته یک عده جوانهای خوب دیگری هم در زاهدان بودند و مرحوم کریمپور خیلی زود توانست با این همه محافل مسلمان و مبارز ارتباطات نزدیکی را بر قرار کند .
یک حرکتی در زاهدان به وجود آمد که می توانیم بگوییم سنت گذار و شروع کننده اولیه این حرکت مرحوم کریمپور بود.
یادم می آید در اوایل پیروزی انقلاب به دنبال مأموریتی که امام برای زاهدان به من محول کرده بودند ،به این شهر رفتم .غوغایی در آنجا بود .هم گروهکهای ضد انقلاب راست و هم گروهکهای ضذ انقلاب چپ تلاش زیادی می کردند .یکی از امیدهای استکبار این بود که مناطقی را که در آنها دوگانگی مذهبی وجود دارد، کانونهای تشنج و مقابله با انقلاب کنند و دودستگی راه بیندازند و مردم را به جان هم بیندازند. این یک سیاست حساب شده ای بود که استکبار به دنبال آن بود و لذا در اوایل انقلاب دیدند که در خیلی از مناطق مرزی هیجاناتی را به صورت کاذب و مصنوعی به وجود آوردند که همه اینها علیه انقلاب و دولت انقلابی بود.
وقتی که شهید کریمپور در اولین ساعات ورودم مرا ملاقات کرد ،خاطرم جمع شد. دیدیم این جوان مؤمن همانند بسیاری از جوانهای خوب زاهدان در خط درست قرار دارد و من از همان اوایل انقلاب تا انتها در همه جریانات و موضع گیریهای سیاسی و دوخطی هایی که در زاهدان انجام می گرفت، همواره شهید کریمپور را در خط درست یافتم .شهید کریمپور در فتنه بنی صدر تلاش می کرد و فتنه ای که ضد انقلاب راست در ماههای اول انقلاب بوجود آورده بود و می خواستند برادران بلوچ هم با هوشیاری نگذاشتند که این توطئه سر بگیرد ،اما بالاخره کسانی بودند که دستخوش این توطئه بودند. در آن فتنه هم شهید کریمپور فعال، پر نشاط و آگاه بود .آن وقتی که من درتهران بودم و شهید کریمپور غالباً گزارشاتی از زاهدان برای ما می فرستاد .می دیدم که مسائل را خیلی روشن و خوب بیان می کند .علیه شهید کریمپور تبلیغات زیادی می کردند ،اما او هیچ دلسردی پیدا نمی کرد .وقتی به زاهدان رسیدم، با چهره نگران کننده شهر مواجه شدم ،اما عنصری که به من آرامش می بخشید و جریان خط امام و انقلاب اصیل همچنان در زاهدان حاکمیت دارد، مرحوم کریمپور و روحیه پرنشاط او بود ،زیرا چهره او نشانگر حاکمیت خط امام و جریان انقلابی اصیل در بلوچستان و زاهدان بود.
باید بگویم که تمام وقت او بعد از انقلاب ،صرف خدمت می شد .شاید نتوانستم فهرستی از خدمات این شهید را ارائه بدهم و آن هم به خاطر این است که ایشان درشهرستان زندگی می کرد و مسائل جزئی و ریزی که در آنجاها جریان دارد، ممکن است ما به صورت ریز و دقیق از آن مطلع نباشیم .خود او هم اهل تظاهر نبود که بیاید و بگوید .زندگی اش بسیار ساده و فقیرانه می گذشت و با قناعت زندگی می کرد و تمام وقتش را صرف انقلاب می نمود . حقیقتاً دشوار خواهد بود که انسان، همین قدر می دانم که بعد از انقلاب ،نه پست و مقامی ،نه فرماندهی و نه مسائل مالی و پولی هیچ کدام اورا به خودش جذب نکرد ،خدمات یک چنین فردی راکه تمام عمرش به خدمت می گذرد ،یک به یک بیان کند؛ لکن در رابطه با بلوچستان هر کاری که داشتیم، حتی قبل از انقلاب که برای سیل زدگان یک گروه امداد تشکیل دادیم، در تمام این کارهایی که من درجریان بودم، شهید کریمپور یکی از عناصر فعال و تعیین کننده و بسیار مؤثر بود. این عمر کوتاه و پربرکت و سر تا پا مبارزه این جوان مؤمن انقلابی و شجاع را باز هم اشباع نمی کرد وبه همین جهت بود که با داشتن فرزند به جبهه رفت وبه شهادت رسید. این شهید عزیز از جمله مصادیق کامل آن مطلبی است که من یک وقتی گفتم :آن که شهادت مزدی و پاداشی است که خدای متعال برای جهاد افراد با اخلاص می دهد و خداوند متعال این زندگی منور و روشن و سرتا پا اخلاص و شور و هیجان انقلابی را باید با یک چنین پایان مبارکی ،یک فرجام پرافتخاری یعنی شهادت ختم می کرد و لطف الهی شامل حال ایشان شد و به شهادت رسید

(سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره شهید کریمپور احمدی)






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 آبان 1392 12:22
با سلام درسته که مهم نیست شهید اهل کجا بودند و خود شهید مهم هستند. اما نکته اینجاست که براساس اطلاعات پرونده شهید ایشان متولد بیرجند هستند و والدینشان هم ساکن بیرجند بودند. اونوخت شما از کجا متوجه شدین که اهل بشرویه هستند؟
نازنین ندا معین زادهبا سلام. محل تولد پدر ایشون بشرویه است.
سه شنبه 12 دی 1391 23:41
سلام جناب امید
هر وقت یاد شهدا و ذکر شهدا و بیان فضایلشان زنده شود ،تفاوتی نمیکند ...منظور شما رو بنده خوب فهمیدم...امید عزیز ناامیدمون نکن برادر..این صحبت شما جاش اینجا نبود..اگر یادی از این شهید بزرگوار شده ..برای این بود که که جوونهای این مرز و بوم بدونند راه تا کجا ادامه داره...بدونند میتونند اینقدر لایق باشند که رهبرشون و امامشون به خوبی و نیکی و بزرگی از اونها یاد کنه..هدفم از انتشار این مطلب تبیین شخصیتی بود که الگوی بصیرت بوده..

به جای این همه بدبینی فکری برای کارنامه خودتون بردارین که داره نمره های منفیش زیاد میشه!!!!!!!!!!!!!!
سه شنبه 12 دی 1391 20:33
با سلام اولا ذكر و یاد شهدا بسیار نكوست اما یك سوال داشتم این شهدا و مفاخر سالیان درازی هست بخشی از این دیار هستن اما نمیدانم چرا دیر یاد میشود مثال بزنم استاد فروزانفر از مفاخر ادبیات ما هستش اما زمانی جهت استفاده از ایشان برای شهرستان شدن و شناساندن بشرویه در سطح كشور استفاده شد درست است كه ظاهر امر این نبود اما نفسا این گونه بود
چرا ا نباید اینگونه مفاخر و عزیزان را فقط به خاطر خودشان یاد نمیكنم تا انها خود باعث اعتلاء شهرمان هر چه بیشتر شوند خواهشن سعی كنیم در ترویج این عزیزان كار خدای نكرده بوی تبلیغ نگیرد البته به شما منظور نبود
نازنین ندا معین زادهمن که متوجه منظورتون نشدم.
دوشنبه 11 دی 1391 11:26
اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام

بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
دوشنبه 11 دی 1391 00:12
سلام
ممنونم که منتشر کردین...
اینگونه شهدای بزرگی که از افتخارات شهرمون هستند نباید گمنام بمونند...
نازنین ندا معین زادهوظیفه مون بود.منتها نه بدون اجازه شما.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

وبلاگ خبری ، تحلیلی شهرستان بشرویه.
مدیر وبلاگ : نازنین ندا معین زاده
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :